مرتضى مطهرى
112
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
روش مجتهدين است ولى اگر بخواهيم اساس را به دست بياوريم كه روح اخباريگرى چيست ، مىبينيم روح اخباريگرى را جمود تشكيل داده است . جمود اين است كه مىگويد اجتهاد كه اظهار نظر است ، تفكر است ، تجزيه و تحليل است و به عبارت ديگر عقل را در دين دخالت دادن است ، درست نيست . و گفتند قرآن هم براى فهميدن نيست ، ما حق نداريم مستقيماً به قرآن مراجعه كنيم ، آن براى ائمه است و ما بايد به اخبار و روايات مراجعه كنيم . جريان ديگرى هم هست كه مربوط به زمان خودمان است و آن ، جريان مشروطيت است . مشروطيت كه به ايران آمد - اگر تاريخش را خوانده باشيد - مردم ايران را به دو قسم منقسم كرد : گروهى طرفدار استبداد و گروهى طرفدار مشروطيت . هم سياسيون منقسم شدند و هم روحانيون ، آن هم روحانيون بزرگ . عدهاى حامى مشروطيت شدند و سخت از آن حمايت كردند و عدهاى ديگر با مشروطيت مخالفت كردند به طورى كه مخصوصاً مخالفين در هرجا كه بودند ، در حوزههاى علميه ، فضلا ، مدرسين و طلّابى را كه طرفدار مشروطيت بودند از خود نمىدانستند ؛ يعنى اگر مىفهميدند فلان شخص طرفدار مشروطيت است ، به هيچ وجه به او شهريه نمىدادند . كم كم كار به جايى رسيد كه هر دسته ، دستهء ديگر را تكفير و تفسيق مىكردند و واقعاً فتنهء بزرگى در دنياى روحانيت به وجود آمد . چون موضوع اينجور نبود كه مثلًا سياسيون مملكت طرفدار يك فكر باشند و روحانيونْ همه طرفدار فكر ديگر ، بلكه خود روحانيون منقسم به دو دسته شدند : بعضى طرفدار مشروطيت و بعضى مخالف . در اينجا من قبل از اينكه مطلب را شروع بكنم ، نكتهاى را تذكر مىدهم : در جريان مشروطيت دو مطلب است كه ما به يكى از آنها كار نداريم و روى ديگرى بحث مىكنيم . يكى اين است كه از نظر اجتماعى و سياسى چه عواملى در ايجاد مشروطيت ايران دخالت داشت و چه عواملى ( عوامل سياسى خارجى ) مخالف بود ؟ بهطور قطع سياستهاى بزرگ آن روز دنيا روى مشروطيت و استبداد نظر داشتند ؛ يعنى يكى از سياستهاى بزرگ آن روز دنيا طرفدار مشروطيت بود و كوشش مىكرد مشروطيت در ايران ايجاد بشود ، و يك سياست بزرگ ديگر دنيا از استبداد حمايت مىكرد و كوشش مىكرد كه جلو مشروطيت را بگيرد ، چرا ؟ براى اينكه آن كه طرفدار مشروطيت بود مىخواست بعد از مشروطيت سياست خودش